صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

حمیدرضا ابراهیم زاده


نویسنده
حمیدرضا ابراهیم زاده


آرشیو من
مهر ۸٩
اردیبهشت ۸٩
دی ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
خرداد ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
آبان ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
بهمن ۸٦
مهر ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤


لینک دوستان
غربت فلسفه
سید محمدی
آرش : مرد دورانديش
احمد محصل
علی عبدی
سپيدار
حنيف
حصار جادويی
دوستای پيشين
کاساندرا
محاوره
کانون ايرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت
Professor Seyyed Hossein Nasr
socialpassion
علیرضا مازاریان
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
لینک های روزانه
فناوری اطلاعات
تفريحات اينترنتي
پردیس من


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0  

داد و بیداد


عشق شوری در نهاد ما نهاد

این بیت عراقی که میگوید:

عشق شوری در نهاد ما نهاد

جان ما در بوته سودا نهاد

 

را من در تاریخ 4 شهریور 1389 خورشیدی فهمیدم. در واقع در ماه مرداد و شهریور زندگی من زیر و رو شد. به قول مولوی

مرده بدم، زنده شدم - گریه بدم خنده شدم

دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم

 

عجیب چیزی است این عشق. بخصوص اگر آسمانی و الهی و الهامی باشد. حالا من دیگر آن آدم قدیم نیستم. دلم دیگر برای خودم نمیتپد. قلبم با ضربان من تنظیم نمیشود.

طبیب و حبیب همه چیز را در دست گرفته است.

 

شاد باش ای عشق خوش سودای ما

ای دوای نخوت و ناموس ما

ای طبیب جمله علت های ما

ای تو افلاطون و جالینوس ما

 

 

 

 

در رویا میبینم که ماه بانو از خواب بلند شده است. دوگانه ای میگذارد و من را هم برای نماز بیدار میکند. من صدای تار لطفی و آواز شجریان را میشنوم و خطاب به ماه بانو زمزمه میکنم:

 

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی / عشق داند که در این دایره سرگردانند

 

تقدیم به تو که بهترینی:

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

یادگاری که در این گنبد دوار بماند

 

-------------------------

 

پ.ن: احتمالا این آخرین پست این وبلاگ خواهد بود. البته تا فرمان دوست چه باشد:

 

گر دوست بنده را بکشد یا بپرورد

تسلیم از آن بنده است فرمان از آن دوست


حمیدرضا ابراهیم زاده

 

انشاالله همه شاعران مصداق "ان من الشعر لحکمه" بشوند نه "الشعرا یتبعهم الغاوون".


حمیدرضا ابراهیم زاده

شیاهت های ردیف موسیقی سنتی و درس خارج

بعد از مدت ها غور در ردیف موسیقی ایرانی و دیدن روایات مختلف از آن، من به این نتیجه (نه چندان مهم) رسیدم که ردیف موسیقی و یادگیری آن پیش استاد خیلی شبیه یادگیری درس خارج در حوزه است. هنرجوی موسیقی سنتی بعد از
یادگیری مقدمات و رسیدن به "سطحی" از معلومات و گذراندن یکی دو کتاب مثل کتاب اول و دوم هنرستان و احیانا کارهای ساده درویش خان و علیزاده و ... پیش استاد شروع میکند به آموزش دیدن ردیف. ردیف "خارج" از آن درس های ثابت و منجمد قبلی است. اجتهادات آمیرزا عبدالله (میرزا) و آقا حسین قلی (آقا) و ابولحسن خان صبا (صبا) و استاد عبدالله دوامی (دوامی) و ... است که هنرجو پیش استاد می آموزد و خود استاد هم روایت خود را از دستگاهها و گوشه ها وفروع دیگر بر مبنای اصول (گام ها) تدریس میکند. پرواضح است که هنرجو باید چند سالی کار کند تا بر همه روایات و ردیف های گذشتگان تسلط پیدا کند. و وقتی "مذاق" موسیقی ایران قشنگ زیر زبونش اومد خودش هم برای خودش میتونه بداهه نوازی کنه و روایات جدیدی از گوشه ها ارائه بده. حالا قیاس کنید با طلبه ها و درس خارج. خیلی شبیهه. اونجا هم اول تو درس خارج اقوال و اجتهادات قبلی ها (شیخ و آخوند و صاحب جواهر و ... مثل همون میرزا و آخوند و صبا و...) و مدرسین رو میبینند تا خودشون به اجتهاد برسند. آدم های معمولی هم معمولا اجتهاداتشون هیچ نوآوری توش نیست.

جالبه که این وسط کسانی هم که نوآوری های غیر اصولی میکنند توسط سنتگرا ها طرد میشن و تفسیق و ... میشن. آیت الله صانعی این فیلد موسیقی سنتی میشه مثلا استاد علیزاده متاخر یا تو زمان خودش مرحوم علینقی وزیری.

خلاصه این دو فیلد خیلی به هم شبیه و نزدیکند از همه نظر. فقط به لحاظ تاریخی اهالی یک فیلد منکر وجود و لزوم اهالی فیلد و کلیت اون دیگه بودن و به هم رویکرد حذفی داشتن! اگر کسی پبدا میشد از طرفین که زبان اون یکی طرفو میفهمید شاید پی به این شباهت ها میبرد.


حمیدرضا ابراهیم زاده

 

حیف این دست ها و این استعداد که رفت زیر خاک.

برای شادی روحش صلوات و فاتحه قرائت میکنم. امیدوارم حسناتش بر سیئاتش در پیشگاه الهی بچربد.


حمیدرضا ابراهیم زاده

تکامل: بدا و قرآن

"ما ننسخ من آیه او ننسها نات بخیر منها او مثلها"

 

آیه فوق در سوره بقره واقع شده است. مدتی است دارم فکر میکنم که چطور میتوان توضیحی الاهیاتی برای نظریه انتخاب طبیعی (Natural Selection) بر اساس آن ارائه داد و آیا اصلا چنین کاری ممکن و سودمند است یا نه؟ آیه به وضوح در مقام بیان اشراف خداوند بر جایگزینی آیه ای به جای آیه دیگر است و این جایگزینی جز در جهت تکامل و برتری آیه یا مخلوق جایگزین نسبت به مخلوق اولی نیست. این فرایند البته خود با اسبابی انجام میگیرد که آن اسباب همانا میتواند تمایز طبیعی باشد.  بر این مبنا؛ مالا روند تمایز طبیعی و تکامل هر چه بوده است منطبق بر مشیت الهی پیش رفته است و از بین هزاران حالت ممکن این حالت فعلی و این موجودات فعلی بر آمده است. درست مثل نتیجه انداختن تاس که بعد از مشخص شدن نتیجه ممکن است بگوییم خواست خداوند این بوده است که فلان عدد برآید بی آنکه نظریه احتمال را مردود دانسته باشیم.

 

نکته جالب توجه دیگر ارتباطیست که تعدادی از متالهین شیعه بین این آیه و مساله غامضی به نام "بدا" قائل شده اند. الهام گرفته از اینجا فکر میکنم اگر بشود بدا را با تکامل پیوند زد ممکن است نتایج جالبی دستگیرمان شود. اینجا در واقع حرکت امری جوهری برای شکفتن و تکامل قلمداد میشود که با جهان شناسی صدرایی انطباق دارد.

 

در انتخاب طبیعی که لب لباب نظریه تکامل و داروینیزم است سخن از نابودی گونه هایی که به نوعی ضعیفند در برابر گونه های تمایز یافته و قویتر میرود. یعنی به طرز عجیبی خود طبیعت آن گونه قوی تر یا پیچیده تر را بر میگزیند و این ظاهرا با این شهود فطری که نظم و پیچیدگی نمیتواند حاصل طبیعت غیر ذی شعور باشد در تضاد می افتد.

 

به نظرم نوبت به آن رسیده که مسلمانان کمی در این مورد بیندیشند و نهایتا نظریه ای منقح در این زمینه تدوین کنند و تا حدی به این دعوای شیطانی لااقل تا آنجا که به اسلام مربوط میشود پایان دهند.

 


حمیدرضا ابراهیم زاده

عدالت کجاست؟ دادگاه بی وکیل؟ اعترافات مشکوک؟ همزبانی متهم و دادستان؟

امام صادق(ع) از امیرالمؤمنین(ع) نقل کرده است که: هرکس اقرار کند و آن اقرار ناشی از لخت کردن او یا ترساندن یا زندان یا تهدید باشد، حدی بر او نیست (وسائل الشیعة ج 23 ص181 ـ ص 210 عن محمد بن بندار، عن أحمد بن أبی‌عبدالله، عن أبیه، عن أبی‌البختری، عن أبی‌عبدالله-علیه‌السلام- إن أمیرالمؤمنین-علیه‌السلام- قال: من أقر عند تجرید أو تخویف أو حبس أو تهدید فلا حد علیه# التهذیب 10 : 148).
امیر مؤمنان علی(ع) مکررا می‌گفت:حد جاری نمی‌شود بر کسی که به ترس از «زدن یا دربند شدن و یا زندان و یا تحت فشار قرار گرفتن» اقرار می‌کند، مگر آن‌که در شرایط اختیاری(و بدون ترس) اعتراف کند. اگر در شرایط اختیاری اعتراف نکرد، حد ساقط می‌شود (نسبت به اعترافاتی که گرفته شده است)بخاطر ترساندن وی (وسائل الشیعة ج 23 ص181 ـ ص210 و بإسناده عن الصفار، عن الحسن بن موسى الخشاب، عن غیاث بن کلوب، عن إسحاق بن عمار، عن جعفر، عن أبیه، أن علیا -علیهم السلام- کان یقول : لا قطع على أحد یخوف من ضرب و لا قید و لا سجن و لا تعنیف إلا أن یعترف فإن اعترف قطع ، وإن لم یعترف سقط عنه لمکان التخویف #التهذیب 10 : 128).


حمیدرضا ابراهیم زاده

کامم از تلخی می چون زهر گشت

آدم حقیقتا بعضی وقت ها در میمونه از این همه ناشیگری که بعضی ها میکنند. تقصیر خودشون نیست. تاریخ نخوندن. سطحی بار اومدن. خیال میکنن آدم و عالم منتظر امر و اراده اونان. بابا خدام اراده تشریعیش با اراده تکوینیش مصادف میشه. تو که کسی نیستی.

نمیدونن که "تلک الایام نداولها بین الناس"     

 

                      

 

حالا برای چهار صباح بیشتر هی جوری رفتار میکنن که انگار تا ابد اینا همه کارن.

چه میشه کرد که سنت های الهی تبدیل ناپذیرن. سوخت وسوز ندارن اگه دیر و زود داشته باشن.

اگر زود جنبیده نشه کار از کار میگذره. ما چجوری این حرفا رو به گوش قله نشین ها برسونیم؟


حمیدرضا ابراهیم زاده

 

جامعه ایران به شدت پولاریزه و دوپاره شده است. این برای آینده کشور خطرناک است.

امیدوارم هر کس نهایتا رییس جمهور میشود به این نکته توجه کند. تحبیب قلوب کند. همه را به رسمیت بشناسد. بقیه را خاک و خاشاک نخواند. خود را حسین و بقیه را یزید نداند.


حمیدرضا ابراهیم زاده

 

قبل و بعد از واقعه ٢٢ خرداد ٨٨ به طور حتم از هم تمیز داده خواهد شد. آیندگان تمیز خواهند داد.

 


حمیدرضا ابراهیم زاده

 

ساده زیست نبودن ماکزیمم ترک حسنه است

اما اعلام کسی به عنوان دزد قبل از اثبات در دادگاه عین سیئه است.


حمیدرضا ابراهیم زاده